غزل شمارهٔ ۶۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر که آمد بر سر دار فنا
یابد از دار فنا دار بقا
خدمت منصور از آن سردار شد
ذوق سرداری اگر داری بیا
قل هو الله احد می خوان مدام
چون موحد در خلا و در ملا
ما درین دریا خوشی افتاده ایم
ما ز دریائیم و دریا عین ما
دردمندی را که باشد درد دل
دُرد درد دل بود او را دوا
بر در خلوتسرای می فروش
ساکنیم و فارغ از هر دو سرا
سیدیم و بندهٔ سلطان خود
ما جَمیم و جام ما گیتی نما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفاهیم فنا و بقا، وحدت و مبدأ الهی اشاره دارد. شاعر به اهمیت گذر از دنیا و رسیدن به حقیقتی بالاتر پرداخته و بر این باور است که کسی که از دار فانی عبور کند، به دار بقای ابدی خواهد رسید. او به مبحث توحید و عشق به خدا اشاره میکند و تأکید دارد که در دنیای مادی، در دریا خوشحالی و آرامش وجود دارد. درد دل انسانها نیز تنها به درمان روحانی نیاز دارد و در نهایت، شاعر خود را بندهای میداند که در گرداب این دنیا، همچنان به جمال و عظمت الهی توجه دارد.