نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۵ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

فانی دردیم و فانی از فنا

باقی عشقیم و باقی از بقا

نه اثر ما را ز ذات و از صفت

نه خبر از مبتدا وز منتهی

نه امید وصل و نه بیم فراق

نه غم درد و نه شادی دوا

در محیط عشق او مستغرقیم

بر کجائی ای برادر بر کجا

از وجود و از عدم آسوده ایم

حق و باطل دعوی و معنی تو را

عاشق و معشوق پیش ما یکیست

جز یکی خود نیست در هر دو سرا

نعمت اللهم به هر جا که روم

با خدایم با خدایم با خدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم عشق و وجود پرداخته و بیان می‌کند که ما از دو حالت فانی و باقی عبور کرده‌ایم. در عشق به معبود غرقیم و نه به وجود و نه به عدم فکر می‌کنیم. در این حالت، عشق و معشوق برای ما یکی است و در هر مکان که باشیم، با خدا در ارتباط هستیم و این ارتباط را نعمت می‌دانیم. در واقع، شاعر به وحدت وجود و تجربه عمیق عشق اشاره دارد که همه‌چیز را فراموش کرده و به جز خدا هیچ چیز دیگری نمی‌بیند.