نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عین دریائیم و دریا عین ما

نیست ما را ابتدا و انتها

بر در میخانه مست افتاده ایم

خانهٔ ما خوشتر از هر دو سرا

بینوایان خوش نوائی یافتند

بینوا شو گر همی خوانی نوا

گفتهٔ مستانهٔ ما را بخوان

عاشقانه خوش سرودی می سرا

دردمندیم و دوا درد دلست

درد ما همدرد ما داند دوا

سر به پای خم می افتاده ایم

بی حجاب ای عاشق عارف بیا

در طریقت خرقه ای پوشیده ایم

دست ما و دامن آل عبا

نعمت الله ساقی و ما رند و مست

گو بیا یاری که دارد ذوق ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ارتباط عمیق بین عشق، مستی و عرفان پرداخته است. شاعر خود را با دریا و عمیق بودن آن مقایسه می‌کند و به بی‌نهایت بودن عشق و وجود اشاره می‌کند. او در میخانه مست و شاد زندگی می‌کند و از دلدادگی و خوشی‌های آن سخن می‌گوید. همچنین بیان می‌کند که درد و رنج نیز جزئی از زندگی است و تنها کسی که می‌تواند دوا درد را بفهمد، همدرد است. در نهایت، او از خواندن و پذیرش عشق و عرفان دعوت می‌کند و به عرفان و رابطه‌ی خود با نیروی فراتر اشاره می‌کند.