غزل شمارهٔ ۶۲۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشقی کو هوای ما دارد
دیگری کی به جای ما دارد
جام دُردی درد دل نوشد
هر که میل دوای ما دارد
آن چنان لذتی که جان بخشد
مبتلای بلای ما دارد
سرخوشانیم و جام می بر دست
عقل مسکین چو پای ما دارد
هر چه در کاینات می بینیم
همه نور خدای ما دارد
پادشاهی و صورت و معنی
بی تکلف گدای ما دارد
نعمت الله که میرمستان است
هر چه دارد برای ما دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان حال عشق و محبت خود میپردازد. او میگوید کسی که عاشق ماست، هیچ کس را به جای ما نمیگذارد. کسی که درد دل دارد، با نوشیدن شراب تسکین مییابد و لذتی که روح را زنده میکند، در وجود عاشقانی است که در عشق گرفتارند. شاعر از شادی و خوشی در کنار شراب میگوید و اشاره میکند که عقل در برابر عشق کمافراز است. او همچنین به نور الهی و برکات آن اشاره میکند و تأکید میکند که هر چیز خوبی که وجود دارد، به خاطر علاقه و محبت الهی به انسانهاست. در نهایت، شاعر بیان میکند که نام نعمت خداوند در زندگی ما نقش مهمی دارد و خداوند همواره برای بندگانش برکات میفرستد.