نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۲۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر که از اهل کمال است جلالی دارد

خوش کمالی که جمالی به کمالی دارد

نفس اهل کمال است که جان می بخشد

آفرین بر نفسش باد که حالی دارد

بسته ام نقش خیالی که نیاید به خیال

خوش خیالی که چنین خوب خیالی دارد

جام جان پر می خمخانهٔ جانانهٔ ماست

ساغر ما چو حباب آب زلالی دارد

هر کجا آینه ای در نظر می آید

او به تمثالی از آن وجه مثالی دارد

به سراپردهٔ جنت نکشد خاطر رند

زانکه در گوشهٔ میخانه جمالی دارد

هرکه او مستعد نعمت الله بود

دایم از سید این بنده سؤالی دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر به ویژگی‌های اهل کمال و جمال اشاره شده است. اهل کمال دارای جلال و زیبایی خاصی هستند و نفس آن‌ها جان می‌بخشد. شاعر به زیبایی خیال و نقش آن اشاره می‌کند و از جام جان و ساغر دوست سخن می‌گوید. در هر جا که آینه‌ای وجود دارد، آن شخص به شکلی از زیبایی اشاره می‌افزاید. شاعر به خوشی و سرخوشی در میخانه و جمال آن اشاره می‌کند و در نهایت بیان می‌کند که هر کسی که مستعد نعمت‌های الهی است، همیشه سوالی از این بنده (شاعر) دارد.