غزل شمارهٔ ۶۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نعمت الله است دایم با خدا
نعمت از الله کی باشد جدا
در دل و دیده ندیدم جز یکی
گرچه گردیدم بسی در دو سرا
میل ساحل کی کند بحری چو شد
غرقه در دریای بی پایان ما
ما نوا از بی نوائی یافتیم
گر نوا جوئی بجو از بینوا
از خدا بیگانه ای دیدیم نه
هر که باشد هست با او آشنا
سروری خواهی برآ بر دار عشق
کز سردار فنا یابی بقا
سید سرمست اگر جوئی حریف
خیز مستانه به میخانه درآ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ارتباط عمیق و پیوسته انسان با خداوند است. شاعر میگوید که نعمتها از الله جدا نیستند و او جز او چیزی نمیبیند. همچنین اشاره میکند که انسان نمیتواند از خدا بیگانه باشد و هر کس که باشد، ارتباطی نزدیک با او دارد. او به عشق و حقیقت در زندگی تأکید میکند و دعوت به تجربه عشق و سرور از طریق ارتباط با خدا و میخانهای آرمانی میکند. در نهایت، شعر به اهمیت شناخت عشق و بقا از طریق فنا اشاره دارد.