نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ما حبابیم و عین ما دریا

نظری کن به عین ما در ما

بندهٔ حضرت خداوندیم

به جمال و کمال بی همتا

آینه گر هزار می نگرم

در همه دیده می شود اسما

عالم از نور او شده روشن

نظری کن به دیدهٔ بینا

بر در او رو خوشی بنشین

گر کنی میل جنت الماوی

دُرد دردش بنوش خوش می باش

تا بیابی تو ذوق بودردا

عارفانه به نور او دیدیم

نعمت الله در همه اشیا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان وجود و ارتباط انسان با خداوند می‌پردازد. شاعر از حباب و دریا به عنوان نمادهایی استفاده می‌کند تا نشان دهد که انسان‌ها در عین fragility و ظاهری محدود، در حقیقت بخشی از یک معانای بزرگتر و بی‌نهایت هستند. او به زیبایی و کمال خداوند اشاره کرده و می‌گوید که در همه چیز می‌توان نشانه‌هایی از او را دید. عالم سرشار از نور پروردگار است و برای درک این نور، باید به عمق وجود خود نگریست. در نهایت، شاعر دعوت می‌کند که با نگاهی خوشبینانه و عارفانه به این حقیقت توجه کنیم و از نعمت‌های الهی بهره‌مند شویم.