غزل شمارهٔ ۶۳۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد
یا محرم رازی که ز عقبی خبر آرد
زنهار مزن تیر ستم بر دل درویش
کان تیر ستم تیغ و سنان بر جگر آرد
نیکو نبود تخم بدی کاشتن آری
گر تخم بدی کاری آن تخم برآرد
از سنگدلی سنگ منه بر ره مردم
کو کوه عذابی به عوض در گذر آرد
چوبی که زنی بر کف پائی به تظلم
بی شک و یقین دردسری را به سر آرد
بیداد مکن جان برادر به حقیقت
بیداد پدر زحمت آن بر پسر آرد
گربندهٔ سید شوی و تابع جدش
از ابر وجودت مه تابنده برآرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر تأکید دارد بر اهمیت انصاف و پرهیز از ظلم و ستم به دیگران، به ویژه در مورد درویشان و افراد ضعیف. شاعر از افراد با بصیرت و دانایی میخواهد که به واقعیتهای پشت پرده توجه کنند و به نتیجه اعمال خود دقت نمایند. او هشدار میدهد که کاشتن بذر بدی، منجر به برداشت بدی خواهد شد و سنگدلی و بیرحمی به دردسرهایی برای جامعه منجر میشود. همچنین، شاعر در این شعر به دوستی و خوبی در روابط خانوادگی و برادرانه تأکید میکند و به ارتباط بین نسلها اشاره دارد و نشان میدهد که اعمال بد والدین میتواند بار سنگینی بر فرزندان بگذارد. در نهایت، شاعری زیستی با فضیلت و نیکو را تشویق میکند.