نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مبتلائی دیدمش خوش در بلا

گفتمش خواهی بلا گفتا بلی

از بلا چون کار ما بالا گرفت

جان ما جوید بلا از مبتلا

بینوایان را نوائی دیگر است

خوش نوائی می طلب از بینوا

آبرو جوئی درین دریا بجو

عین ما می جو به عین ما چو ما

دُرد دردش عاشقانه نوش کن

تا ز دُرد درد دل یابی دوا

در محیط بیکران افتاده ایم

نیست ما را ابتدا و انتها

نعمت الله ساقی و ما رند مست

با حریفان در خرابات فنا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان حال و هوای مبتلایان به درد و رنج می‌پردازد. او می‌گوید که مبتلا به بلا با شادی و تمایل از درد سخن می‌گوید و این نشان‌دهنده رابطه خاصی با مصائب است. شاعر به بینوایان اشاره می‌کند و می‌داند که آن‌ها نیازی به صدای خوش‌نوایی دارند. همچنین، او به جستجوی آبرو و هویت در دریای مسایل و مشکلات زندگی اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در این دنیای وسیع، ما همواره در جستجوی عشق و معنا هستیم، در حالی که با دوستان خود در حال شادی و مستی به سر می‌بریم.