غزل شمارهٔ ۷۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
موج است و حباب و آب و دریا
هر چار یکی بود بر ما
هم آب و حباب و آب دریا
دریا داند حقیقت ما
بنگر به یقین که جز یکی نیست
هم قطره و جود سیل و دریا
می دانکه حجاب ما هم از ماست
ما را نبُود حجاب جز ما
بیگانه شوی ز هر دو عالم
گر زانکه تو را بود سر ما
تا رسته نگردی از من و ما
سید نشوی تو واصل ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به یکپارچگی و ارتباط میان آب، حباب و دریا اشاره دارد و بیان میکند که همهی اینها در نهایت یکی هستند. دریا حقیقت وجود ما را میداند و تأکید میکند که ما باید به این حقیقت پی ببریم که هیچ چیز جز یکی نیست و همه ما بخشی از یک کل هستیم. همچنین، بیان میکند که حجابهای ما تنها از خود ما ناشی میشود و اگر از خودی و دیگری رها شویم، به حقیقت و وصال معنوی دست خواهیم یافت. به عبارت دیگر، برای رسیدن به اصل وجود و حقیقت باید به فراتر از خود و جهان مادی نگاه کنیم.