نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۴۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

محبوب دل و راحت جانی چه توان کرد

سلطان همه خلق جهانی چه توان کرد

از ساده دلی آینه بنمود جمالت

در آینه بر خود نگرانی چه توان کرد

تو پادشه مائی و ما بندهٔ فرمان

گر زانکه بخوانی و برانی چه توان کرد

ما عشق تو داریم و تو را میل به ما نیست

مائیم چنین و تو چنانی چه توان کرد

عمریست که ما را به غم عشق نشاندی

گر باقی عمرم بنشانی چه توان کرد

ما نقش خیال تو کشیدیم بدیدیم

گر زانکه تو این نامه نخوانی چه توان کرد

پنهان شدن از دیدهٔ سید نتوانی

چون نور به هر دیده عیانی چه توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و دل‌باختگی خود اشاره می‌کند و از محبوب خود می‌خواهد که به درد و نگرانی‌های او توجه کند. او از حیرت و عشق عمیقش می‌گوید و بیان می‌کند که despite وضعیت ناامیدکننده و عدم توجه محبوب، همچنان به او عشق می‌ورزد. شاعر به قدرت و تاثیری که محبوب بر زندگی‌اش دارد، اعتراف می‌کند و نشان می‌دهد که در حضور او، نمی‌تواند خود را پنهان کند. در نهایت، او به احساساتش و بی‌پناهی‌اش در برابر عشق اشاره می‌کند و بر ناتوانی انسان در برابر قدرت عشق تأکید دارد.