غزل شمارهٔ ۶۴۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
حسن او بر چشم ما پیدا که کرد
در سر ما این چنین سودا که کرد
خانهٔ دل مدتی تاریک بود
این زمان روشنتر از صحرا که کرد
این عجب بین قطره ای دریا شده
غیر ما قطره دگر دریا که کرد
گر نه عشقش عیسی وقت من است
چشم نابینای ما بینا که کرد
ساقی سرمست ما را جام داد
این چنین ما را جز او سودا که کرد
راز مستان پیش هشیاران که گفت
سر ما با زاهدان پیدا که کرد
نعمت الله داد ما را بوسه ای
غیر او انعام خود با ما که کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ احساس عشق و تأثیر آن بر زندگی و دل شاعر است. شاعر به وضوح میگوید که عشق به او روشنایی و آگاهی بخشیده و دنیایش را دگرگون کرده است. او به زیبایی عشق را با آب و دریا مقایسه میکند و میگوید که او تنها دریا را میبیند و عشق به عنوان نجاتبخش اوست. همچنین به تأثیر عشق بر چشمهایش اشاره میکند، به طوری که با وجود نابینایی، عشق او را بینا کرده است. در نهایت، شاعر به نعمتهایی که عشق به او داده و حال خوشی که برایش ایجاد کرده اشاره میکند.