نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

روشنست آئینهٔ گیتی نما

می نماید نور چشم ما به ما

کون جامع جامع قرآن تمام

مظهر ذات و صفات کبریا

غایت هر غایتی را غایتی است

کی بود بی ابتدا را انتها

رو فنا شو تا بقا یابی از او

بلکه بگذر از فنا و از بقا

آبروی خویش و بیگانه بود

هر که او با بحر باشد آشنا

در همه حالی خدا با من بود

لاجرم من با خدایم با خدا

بنده را از حضرت سید طلب

نعمت الله از علی مرتضی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف مقام والای خداوند و ویژگی‌های او می‌پردازد. آغاز شعر به آیینه‌ای اشاره دارد که نور و حقیقت را به ما نمایش می‌دهد. خداوند به عنوان جامع همه وجودات و مظهر صفات عالی معرفی شده است. شاعر به تفکر درباره غایت وجود و مفهوم فنا و بقا می‌پردازد و توصیه می‌کند که برای رسیدن به بقا، از فنا عبور کنیم. همچنین، اشاره‌ای به دوستی و ارتباط با خداوند دارد و می‌گوید که در همه حال، خداوند با اوست. در نهایت، شاعر به طلب نعمت از علی بن ابی‌طالب اشاره می‌کند.