غزل شمارهٔ ۶۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نقش غیری محال خواهد بود
چه محال و خیال خواهد بود
غیر او چون زوال می یابد
نبود چون زوال خواهد بود
او جمیل است و او محب جمال
تا جمیل و جمال خواهد بود
ماه روشن ز آفتاب بود
گرچه بد رو هلال خواهد بود
مالک لم یزل خداوند است
ملک او لایزال خواهد بود
غیر او در خیال اگر آید
آن خیال محال خواهد بود
همه عالم چو نعمت الله است
عالمی بر کمال خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به تبیین نقش خداوند و حقیقت وجود میپردازد. او بیان میکند که غیر از خداوند هیچ وجودی پایدار و واقعی نخواهد بود، زیرا همه چیز دچار زوال و نابودی میشود. خداوند را جمیل و محبوب جمال میداند که زیبایی و کمال حقیقی در دست اوست. عالم و هستی را همچون نعمت الهی میبیند و تأکید دارد که تنها وجود پایدار و فانیناپذیر، ملک خداوند است. در نهایت، به خیالهایی که به جز خداوند به ذهن میرسند، به عنوان امری محال اشاره میکند که هیچ واقعیتی ندارند.