غزل شمارهٔ ۶۶۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
گر یکی در هزار خواهد بود
که مرا یار غار خواهد بود
بحر و موج و حباب و جو آبند
چار ناچار چار خواهد بود
می ما نوش کن که نوشت باد
که می بی خمار خواهد بود
گاه عشقست عشق بازی کن
که تو را آن به کار خواهد بود
عقل اگر منع ما کند از عشق
تا ابد شرمسار خواهد بود
هر که گیرد میان او به کنار
بی میان و کنار خواهد بود
در قیامت چو چشم بگشایم
نظرم بر نگار خواهد بود
هر که او دوستدار ما باشد
هم ورا دوستدار خواهد بود
سیدی چون ز بندگی یابند
سیدم بنده وار خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و ارتباط عمیق انسانی است. شاعر میگوید که عشق واقعی کم پیدا میشود و اگر کسی به عشق واقعی دست یابد، او را به سمت زندگی شادتر و معنویتر هدایت میکند. او به اهمیت عشق و لزوم لذت بردن از آن اشاره میکند و میگوید که اگر عقل مانع عشق شود، فرد همیشه شرمنده خواهد بود. همچنین، به دوستی و احترام متقابل اشاره میکند که هر کسی که دوستدار آن باشد، خود نیز محبوب است. در نهایت، شاعر به ارتباط میان بندگی و عشق اشاره کرده و نشان میدهد که عشق میتواند افراد را به سمت بندگی و خضوع سوق دهد.