غزل شمارهٔ ۶۶۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
پادشه حکم ما روان بنمود
هم به نام خودش نشان بنمود
هر چه در غیب و در شهادت بود
همه ایثار بندگان بنمود
در میخانه را گشود به ما
راز پنهان به ما عیان بنمود
حکم تاج و کمر به ما بخشید
این عطا او به ما چنان بنمود
رو در آئینهٔ دلم بنمود
نام تمثال خویش جان بنمود
نقد گنج خزانهٔ اسما
جمله انعام این و آن بنمود
نعمت الله در ازل بنواخت
تا ابد میر عاشقان بنمود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تقدیر الهی و عطاهایی است که خداوند به بندگانش میبخشد. شاعر اشاره میکند که خداوند به نام خود و با قدرتش، تمام خوبیها و ایثار افراد را نمایش میدهد. او در میخانهی وجود ما را به رازهای پنهان آشنا میکند و به ما نعمتهایی مانند تاج و کمر میبخشد. همچنین، خداوند تجلیات خود را در دل و جان ما نشان میدهد و در نهایت، وعدهای از عشق ابدی را به ما میدهد.