نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۷۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر کجا صاحبجمالی رو نمود

روی او دیدم چو برقع برگشود

دیدمش در آینه عین العیان

آینه او بود دوری می نمود

آفتاب خاطرم تا روشنست

ذرهٔ بی مهر او هرگز نبود

هر چه موجودست از جود ویست

خود کجا موجود باشد بی وجود

ساجد و مسجود نزد ما یکیست

سجده می کن تا ببینی در سجود

دوش رفتم درخرابات مغان

ساقی سرمست دیدم یار بود

نکته های عارفانه سیدم

خود به خود می گفت و از خود می شنود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و حضور محبوب اشاره دارد. شاعر به بیان تجربه‌های عرفانی خود می‌پردازد و می‌گوید که در هر کجا که زیبایی را می‌بیند، چهره محبوب را مشاهده می‌کند. او در آینه حقیقت، آن محبوب را واضح می‌یابد و روشنایی ذهنش به خاطر یاد محبوب است. او بیان می‌کند که هر چیز در جهان از جود و بخشش محبوب ناشی می‌شود و وجود همه چیز در وجود او نهفته است. در ادامه، شاعر به تجربه‌ای در میخانه اشاره می‌کند که در آن یار محبوب را ملاقات کرده و نکاتی عارفانه به زبان می‌آورد. در نهایت، او به این حقیقت اشاره می‌کند که در سجده، نزدیکی به خداوند و درک بیشتر حقیقت ممکن می‌شود.