غزل شمارهٔ ۶۷۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک نفس یعقوب بی یوسف نبود
گرچه هجرانش به ظاهر مینمود
هر که را دیدی نمودی یوسفش
هر چه بشنیدی ز یوسف میشنود
تا مگر یوسف در آید از درش
در بر وی هر که بودی میگشود
هر که در کنعان بدیدی پیش او
یوسف مصری خود را میستود
چون بر تخت این ظهورش را بیافت
سر حق خود دید از آن گردش سجود
هرچه بود و هست و خواهد بود اوست
هر چه باشد باشد از جود وجود
گر خلیل الله به صورت غایب است
نعمت اله یکدمی بی او نبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق یعقوب نسبت به جدایی از یوسف اشاره دارد. یعقوب با وجود اینکه یوسف را به ظاهر ندیده، هنوز هم در دلش او را دارد و هر کس را که میبیند، به یاد یوسف میافتد. شعر نشان میدهد که حضور یوسف در زندگی یعقوب از طریق عشق و یاد او همیشه برقرار است. همچنین به عظمت و قدرت وجود اشاره میشود که همه چیز از او سرچشمه میگیرد و حتی در غیاب ظاهری، نعمتهای الهی همیشه در دسترس هستند.