نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۸۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در همه آینه جمال نمود

از همه رو دری به ما بگشود

غیر را سوخت آتش غیرت

خوش بود آتشی چنین بی دود

دع نفسک به ذوق دریابش

تا بیابی ز وصل او مقصود

دُرد دردش دوای درد دل است

نوش می کن که این بود بهبود

این عنایت نگر که آن حضرت

در حق بندگان خود فرمود

می خمخانهٔ حدوث و قدم

ساقی مست ما به ما پیمود

خود نماید جمال و خود بیند

از خودش با خود است گفت و شنود

خیز ساقی بیار جام شراب

وقت صبح است و عاقبت محمود

هر که انکار نعمت الله کرد

بیشکی باشد از خدا مردود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت الهی است. شاعر می‌گوید که جمال الهی در همه جا نمایان است و به همه درها به روی ما گشوده می‌شود. عشق و غیرت الهی باعث می‌شود که غیر از خدا بسوزد. شاعر از ما دعوت می‌کند تا با دل و جان به محبت الهی برسیم و دردهایمان را با نوشیدن محبت او درمان کنیم. همچنین به عنایت خاص الهی اشاره می‌کند که همیشه در حق بندگانش می‌باشد. در نهایت، او از ما می‌خواهد تا در این زمان صبح، از ساقی شراب الهی بنوشیم و به نعمت‌های خداوند توجه کنیم، چرا که انکار نعمت‌های او باعث طرد شدن از جانب اوست.