نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۹۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خیال او به هر نقشی برآید

به هر آئینه روئی می نماید

برد خلقی و می آرد همیشه

از آن عالم به یک حالی نپاید

جهان روشن شود از نور رویش

اگر آن آفتاب ما برآید

چنین میخانه و رندان سرمست

کسی مخمور اگر ماند نشاید

به نور او جمال او توان دید

حجاب از چشم ما گر برگشاید

به شادی روی ساقی نوش کن می

که می عمر عزیزت می فزاید

به عشقش نعمت الله میرمستان

سرودی عاشقانه می سراید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و نورانی بودن محبوبی می‌پردازد که هر جا برود، جلوه‌گری و دلربایی می‌کند. شاعر به قدرت تأثیر این محبوب بر خلق اشاره دارد و می‌گوید که نور او می‌تواند جهان را روشن کند. همچنین، میخانه و رندان در حال مستی، که گویی تحت تأثیر این نور و عشق هستند، به شادی و نوشیدن می‌پردازند. در نهایت، شاعر به عشق و شادی از می‌نوشی و سرود عاشقانه‌ای که از این عشق برمی‌خیزد، اشاره می‌کند و بر اهمیت آن در زندگی تأکید می‌کند.