غزل شمارهٔ ۶۹۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ساقی رخ اگر به ما نماید
در جام جهان نما نماید
آئینهٔ معنئی به دست آر
تا صورت او تو را نماید
نتوان دیدن به خود خدا را
بینیم اگر خدا نماید
خورشید به نور طلعت خویش
روئی به من و شما نماید
نوشیم شراب تا دهد جام
بینیم جمال تا نماید
گر آینه عین او نباشد
ما را و تو را کجا نماید
دیدیم به چشم نعمت الله
نوری که خدا به ما نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و قدرت عشق الهی اشاره میکند. او میگوید که اگر ساقی (نمایندهٔ معشوق) رخ خود را به ما نشان دهد، میتوانیم جهان را به زیبایی بیشتری ببینیم. برای درک عمیقتر معنای عشق، نیاز به آیینهای داریم که چهرهٔ معشوق را به ما نشان دهد. همچنین، اشاره به اینکه نمیتوانیم خدا را مستقیماً ببینیم، اما اگر او بخواهد خود را نمایان کند، میتوانیم او را ملاقات کنیم. شاعر از نشوهٔ شراب عشق و زیبایی و لطافت آن صحبت میکند و میگوید که اگر آینهٔ عشق وجود نداشته باشد، ما و تو چگونه میتوانیم زیباییها را ببینیم. در نهایت، به نور و نعمت الهی اشاره میکند که در دل انسان میتابد.