غزل شمارهٔ ۷۰۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گهی عکس رخش جان مینماید
گهی زلفش پریشان مینماید
چو سنبل میکند بر گل مشوش
سواد کفرش ایمان مینماید
چه زخم است اینکه مرهم ساز جانست
چه درد است اینکه درمان مینماید
چه جام است اینکه میریزد از او می
چه جان است اینکه جانان مینماید
دلی دارم چو آیینه ز عشقش
همه آیینه این آن مینماید
جمال عشق بین و حسن معنی
که چون در صورت جان مینماید
نظر کن چشم سید تا ببینی
که پیدا سر پنهان مینماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوقه میپردازد و از احساسات عمیق عشق سخن میگوید. شاعر در آن به چهره و زلف معشوق اشاره میکند و میگوید که او مانند سنبل و گل زیبایی خود را به نمایش میگذارد. همچنین در این شعر به تناقضات عشق اشاره میشود؛ زخمهایی که به ظاهر دردناکاند ولی در واقع مرهمی برای روح هستند. شاعر به دل خود که مانند یک آیینه است و همه عشق و زیباییها را در خود منعکس میکند، اشاره دارد. در انتها، از خواننده دعوت میشود که با دقت به چشم سید (معشوق) نگاه کند تا زیباییهای پنهان را نیز ببیند.