غزل شمارهٔ ۷۰۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عالم چو مثالی است که در آب نماید
یا نقش خیالی است که در خواب نماید
یا ظل وجودی است که موجود به جود است
همسایه در این سایه به اصحاب نماید
هر ذره ز خورشید جمالش که نموده
نوری است که در صورت مهتاب نماید
خوش جام حبابی است که پر آب حیاتست
از غایت لطف است که آن آب نماید
یک نقطهٔ اصلی است کتبخانه و فرعش
حرفی است که صد فصل ز هر باب نماید
ذات است و صفات است که محبوب و محبند
این هر دو محبانه به احباب نماید
در آینهٔ روشن سید نظری کن
تا نور ظهورش به تو از باب نماید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف عالم و وجود پرداخته و آن را به اشکال مختلفی تشبیه کرده است. عالم مانند مثالی در آب، یا نقش خیالی در خواب است که وجودش به دیگران ارائه میشود. هر ذرهای از جمال الهی نوری است که در ماه تجلی مییابد. وجود عالم همچنین به آب حیات شباهت دارد که از لطف خدا جاری شده است. این عالم به عنوان یک نقطه اصلی که به فرعهای زیادی شعبه دارد، معرفی میشود. در نهایت، متن به ذات و صفات خدا اشاره میکند و دو طرف محب و محبوب را مطرح میکند که به یکدیگر عشق ورزیده و به دوستان خود انعکاس میدهند. در پایان، دعوت به تفکر در آینه وجود الهی میشود تا نور آن به انسان تجلی کند.