غزل شمارهٔ ۷۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما
به عین ما نظر می کن ببین ما را درین دریا
اگر موج است اگر قطره به عین ما همه آبست
اگر تو آبرو جوئی بجو از آبروی ما
بهشت جاودان ما سرابستان میخانه
هوای جنت ار داری درآ در جنت الماوی
به نور آفتاب او همه عالم منور شد
نگر در ذرهٔ روشن که خورشیدیست مه سیما
اگر گوئی کرم فرما مرا نامی نشانی ده
نشان و نام را بگذار و می جو جای آن بیجا
بلا بالا گرفت امروز از آن بالا که می دانی
چه خوش باشد بلای ما اگر باشد از آن بالا
حریف نعمت الله شو که یار رند سرمست است
به نور او نظر می کن ببین یکتای بی همتا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به فراموش کردن دنیا و لذت بردن از زندگی است. شاعر از شنوندگان میخواهد که به دریا و زیباییهای آن توجه کنند و از قطرهها و موجها به آبرو و جایگاه انسان پی ببرند. بهشت و آرامش در زندگی در میخانه نمادین توصیف شده، و شاعر اشاره میکند که در نور خورشید همه جا روشن است. او به این نکته اشاره میکند که باید به جای نشانهها و نامها، به جوهر زندگی و میپردازیم. بلای زندگی نیز میتواند زیبا باشد و در نهایت خواننده را به دوستی و همراهی با دیگران، بهخصوص دوستان رند و شاداب دعوت میکند.