غزل شمارهٔ ۷۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا
توبه همه بشکستیم تا باد چنین بادا
چون قطره ازین دریا دیروز جدا بودیم
امروز بپیوستیم تا باد چنین بادا
عقل از سر نادانی درد سر ما می داد
عشق آمد و وارستیم تا باد چنین بادا
ما دست برآوردیم در پاش سر افکندیم
مستانه از آن دستیم تا باد چنین بادا
زُنار سر زلفش افتاد به دست ما
زُنار چنان بستیم تا باد چنین بادا
آن رند خراباتی رندانه حریف ماست
او سرخوش و ما مستیم تا باد چنین بادا
ما سید رندانیم با ساقی سرمستان
در میکده بنشستیم تا باد چنین بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان حال و هوای مستی و سرخوشی پرداخته و به احساس آزادی و رهایی از قید و بندها اشاره میکند. شاعر از تجربههایی چون توبه و نادانی گذشته خود صحبت میکند و به اتحاد و پیوستگی با دیگران در دنیای عشق اشاره میکند. همچنین بر جشن و سرخوشی در میکده و نقش رندها و ساقیها تاکید دارد و در نهایت به شعار "تا باد چنین بادا"، که نماد امید و استمرار خوشبختی است، اشاره میکند.