نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشق آن است که معشوق به جان می جوید

می رود بی سروپا گرد جهان می جوید

همچو مجنون همه جا لیلی خود می طلبد

همه لیلی طلبد وز همگان می جوید

می کند دلبر سرمست مرا دلجوئی

بی تکلف دل من نیز چنان می جوید

عارف از اول و آخر چو خبر می جوید

ظاهر و باطن و پیدا و نهان می جوید

هر کسی آنچه طلب می کند ار داند باز

دامن خویش به دست آرد و آن می جوید

رسته از نام و نشان ، نام و نشان جوید نه

رسته از نام و نشان ، نام و نشان می جوید

نعمت الله ز خدا از سر اخلاص مدام

صحبت ساقی سرمست مغان می جوید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و جستجوی معشوق است. شاعر بیان می‌کند که عاشق، مانند مجنون، همه جا به دنبال لیلی خود می‌گردد و دلبرش همیشه به سراغ او می‌آید. عارفان نیز به دنبال حقیقت و شناخت خداوند هستند و در جستجوی معانی عمیق‌تری از زندگی هستند. در نهایت، هر کسی آنچه را که در دل دارد جستجو می‌کند و افرادی که از نام و نشان رسته‌اند، به دنبال حقیقت بدون تعلقات دنیوی هستند. شاعر به فضل خداوند و تاثیر نوشیدن شراب معرفت اشاره می‌کند که می‌تواند روح را سرمست کند.