نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

این چنین رندی که من دیدم که دید

هفت دریا را به یک دم درکشید

دیده ام آئینهٔ گیتی نما

آفریننده به لطفش آفرید

عاشق سرمست در کوی مغان

فارغ است از بایزید و از یزید

مجلس عشقست و ساقی در حضور

ذوق یاران باد یارب بر مزید

دیدهٔ روشن که دیده روی او

در چنان دیده بود نورش پدید

اعتباری می نماید فصل و وصل

گه قریبت می نماید گه بعید

نعمت الله مست و جام می به دست

باشد آن می کهنه و جامش جدید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی یک جوان رند و عاشق است که به زیبایی و لطف خلقت پی برده است. او در حال نوشیدن از جام عشق و مستی است و فارغ از قضاوت‌های عرفانی می‌باشد. شاعر به تأمل در عشق و زیبایی می‌پردازد و به یادآوری لحظاتی از وصال و دوری می‌پردازد. در نهایت به تصویر زیبای خداوند و نعمت‌های او اشاره می‌کند که در دست دارد و از آن لذت می‌برد.