نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۱۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رخت ما را به سراپردهٔ میخانه برید

آلت مجلس ما جمله به ساقی سپرید

ما چو غنچه به هوا جامهٔ خود جا کردیم

بعد از این خرقهٔ ما را به ملامت ندرید

عیب ما را مکنید ار شده ایم عاشق او

نور چشمست ببینید که صاحب نظرید

گر ز ما از سر مستی سخنی گوش کنید

از سر لطف و کرم از سر آن درگذرید

هر کجا نقش خیالی که ببیند دیده

معنی خوب در آن صورت زیبا نگرید

میل میخانه ندارید ندانیم چرا

مگر از ذوق می و مستی ما بی خبرید

بندهٔ سید رندان خرابات شوید

که به نزدیک سلاطین جهان معتبرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حال و هوای خود در میخانه و عشق صحبت می‌کند. او از ساقی می‌خواهد که به جمع آنها توجه کند و از نازک‌طبعی و زیبایی صورت محبوبش می‌گوید. شاعر از انتقاد دیگران نسبت به عشق و حال مستی‌اش گلایه می‌کند و از آنان می‌خواهد که به عیب‌هایش توجه نکنند. او همچنین از این می‌گوید که شاید دیگران به میخانه و مستی او توجه نمی‌کنند و به نوعی از حال و هوای او بی‌خبرند. در پایان، شاعر به مقام و جایگاه رندان در میخانه اشاره می‌کند و آنها را معتبرتر از سلاطین می‌داند.