غزل شمارهٔ ۷۱۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کفر سر زلف بت عیار ببینید
ترسای میان بسته به زنار ببیند
در پردهٔ عصمت ز نظر گرچه نهان بود
پیدا شده اش بر سر بازار ببینید
بر دیدهٔ ما گر بنشینید زمانی
یک لعبت و صد جامه به یکبار ببینید
جامی به کف آرید در او رو بنمائید
تا ساقی و رند و می خمار ببینید
بحریم و حباب و می و جامیم و در این دور
در صورت ما معنی هر چار ببینید
عالم همه آئینهٔ یار است از آن روی
روشن بنماید به شما یار ببینید
از گفتهٔ سید غزلی نغز نویسید
سر دفتر مجموعهٔ اسرار ببینید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و به نقش عشق در زندگی انسانها اشاره دارد. شاعر به تماشای جمال معشوق دعوت میکند و از زیباییهای او میگوید که حتی در پردههای عصمت هم خود را نشان میدهد. او به شنوندگان توصیه میکند تا برای لحظاتی به این زیباییها بنشینند و از لذتهای عشق و میگساری بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عالم مانند یک آینه است و زیبایی معشوق در آن به وضوح دیده میشود.