غزل شمارهٔ ۷۲۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینید
در جام جم آن حضرت جمشید ببینید
در دیدهٔ ما نور جمالش بتوان دید
دیدید در این دیده و وادید ببینید
در بحر در آئید و حبابش به کف آرید
در صورت ما معنی توحید ببینید
گرچه شب قدر است چو صاحب نظرانید
چون روز در این شب مه و خورشید ببینید
بس فکر کند عاقل و نقشی بنگارد
تحقیق نمی داند و تقلید ببینید
گشتیم مجرد ز وجود و ز عدم هم
آئید درین خلوت و تجرید ببینید
سید به همه آینه روئی بنموده
آن یار کهن باز به تجدید ببینید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایهای معشوق و تجلیات او سخن میگوید. او از دیده و دل ما خواسته میشود که نور جمال محبوب را ببینیم، و به عمق معانی توحید پی ببریم. شب قدر را به روزی تابان مهمان کرده و از درک حقیقی حقیقتها و عشق میگوید. شاعر تأکید میکند که عاقلانه فکر کنیم و به تجدید نظر در وجود و عدم بپردازیم. در نهایت، شاعر به آیینهای اشاره دارد که روی یار را نمایان میکند، به این معنی که معشوق همیشه در دسترس و در حال تجدید است، و ما باید این زیبایی را ببینیم.