غزل شمارهٔ ۷۲۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ترک می و میخانه به یک بار مگوئید
با من سخن از زاهد زنار مگوئید
با عشاق سرمست مگوئید ز توبه
ور زانکه بگوئید دگر بار مگوئید
رازی است میان من و ساقی خرابات
از یار مپوشید و به اغیار مگوئید
با لعل لب او سخن از غنچه مپرسید
با گلشن رویش سخن از خار مگوئید
از لعبت ترسا بچه اسلام مجوئید
با زلف بتم قصهٔ زُنار مگوئید
سری که شنیدید امینید و امانت
دارید نگه بر سر بازار مگوئید
از گفتهٔ سید غزلی خوش بنویسید
اما سخنش جز بر خمار مگوئید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، می و مستی، و فاصله میان تجربههای دینی و دنیوی پرداخته است. شاعر از دیگران میخواهد که درباره عشق و میخانه صحبت نکنند و رازهای خود را با ساقی در میان بگذارند. او تأکید میکند که نباید در مورد زندگیهای دیگران و توبه صحبت کرد و میخواهد رازهای عاشقانهاش محفوظ بماند. همچنین به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره کرده و خواستههای دینی را در مقابل عشق قرار میدهد. در نهایت، او به این نکته اشاره میکند که هر چه مینوشتند، نباید به مسائل غیرضروری پرداخته و تنها به عشق و خمار بپردازند.