غزل شمارهٔ ۷۲۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید
این چنین خانه خدا بهر خدا را طلبید
در خرابات فنا ساغر می نوش کنید
آنگه از ساقی ما جام بنا را طلبید
گر بیابید عطایی همه آن را جویند
ور بلائی برسد جمله بلا را طلبید
می ببخشید به رندان و مجوئید بها
کار خیر است درین کار دعا را طلبید
درد دل را به حکایت نتوان یافت دوا
دُرد دردش به کف آرید و دوا را طلبید
در نظر دیدهٔ ما بحر محیطی دارد
هر چه خواهید بیابید چو ما را طلبید
نعمت الله اگر می طلبید ای یاران
در خرابات در آئید و خدا را طلبید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طلب خداوند و جستجوی او در مکانهای مختلف اشاره دارد. شاعر تاکید میکند که برای یافتن خدا، باید به دل و جان خود پناه ببریم و از می و ساغر در خرابات استفاده کنیم. او از دوستان خود دعوت میکند که در این مسیر دعا و بخشش را فراموش نکنند. دردهای قلبی را نمیتوان به راحتی درمان کرد و باید به دنبال راههایی برای تسکین آنها بود. در نهایت، شاعر به ما یادآوری میکند که اگر نعمتهای الهی را میخواهیم، باید به جستجوی خداوند در خرابات برویم.