نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۲۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آب چشم ما به روی ما فتاد

مردم دیده در این دریا فتاد

رند سرمستی به میخانه رسید

سر به پای خم نهاد از پا فتاد

برنخیزد جاودان هر کس که او

در خرابات آمد و آنجا فتاد

ما ز دریائیم و دریا عین ما

چشم ما روشن به عین ما فتاد

همدم جامیم و با ساقی حریف

این چنین ذوق خوشی ما را فتاد

دل برفت از ما و در دریا نشست

عاقبت محمود با مأوا فتاد

نعمت الله چون مقام خویش دید

بر در یکتای بی همتا فتاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تجلیات عشق و مستی اشاره می‌کند. او به حالت اندوه و اشک‌ریزی مردم اشاره می‌کند که به دریای عشق افتاده‌اند. رند مستی به میخانه می‌رود و به خاطر شادی و مستی، خود را به پای خم می‌افکند. شاعر تأکید می‌کند که هیچ‌کس که به خرابات بیفتد، هیچ‌گاه از آنجا برنمی‌خیزد. او همچنین بیان می‌کند که ما خود را در دریا می‌بینیم و چشم‌هایمان به نور عشق روشن است. با دوستان و ساقی‌اش همدم هستند و در دل آن‌ها شوق زندگی و خوشی وجود دارد. در نهایت، مهادی به آرامش می‌رسد و در پیشگاه یکتای بی‌همتا می‌افتد.