نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۳۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

حضرت سلطان ما پاینده باد

آفتاب دولتش تابنده باد

عشق سلطانست و ما از جان غلام

میل سلطان دائما با بنده باد

دل به دلبر جان به جانان داده ایم

هر که باشد همچو ما دلزنده باد

عاقلی کو منع رندان می کند

در میان عاشقان شرمنده باد

بلبل مستی که می گوید به ذوق

چون گل خندان لبش پر خنده باد

چشمهٔ آب حیات معرفت

دائما از بحر ما زاینده باد

نعمت الله میر سرمستان ماست

بر سر ما تا ابد پاینده باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارادت به سلطان است. شاعر از دل و جان برای سلطان می‌گوید و آرزو دارد که سلطنت او همیشه پایدار باشد. او عشق به سلطان را فراگیر و زنده می‌خواند و در دایره عاشقان، عاقلان را که مانع عشق می‌شوند، شرمنده می‌داند. همچنین به بلبل مستی اشاره می‌کند که از شادی و خوشی سخن می‌گوید، و در نهایت به چشمه آب حیات معرفت و نعمت الهی که بر سر آنان همیشه باقی بماند، تاکید می‌کند.