غزل شمارهٔ ۷۴۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
سیدم روح اعظمش خوانند
آب ارواح و آدمش خوانند
روح اعظم به اعتبار بدن
جام گویند و هم جمش خوانند
صورت اسم جامع است از آن
معنی جمله عالمش خوانند
همدم او اگر دمی باشی
حاصل عمر آن دمش خوانند
غم او راحت دل و جان است
حیف باشد اگر غمش خوانند
عارفان جز کلام حضرت او
قصه این و آن کمش خوانند
نعمت الله را اگر یابند
صورت اسم اعظمش خوانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام و اهمیت روح اعظم و ارتباط آن با انسانها میپردازد. روح اعظم به عنوان منبع حیات و آگاهی معرفی میشود و تمام موجودات و عالم به واسطه این روح شکل میگیرند. شاعر اشاره میکند که همراهی با روح اعظم، ارزشمندترین چیز در زندگی است و غم او باید به عنوان منبع آرامش در نظر گرفته شود. در نهایت، عارفان تنها به کلام روح اعظم توجه دارند و نام نعمت الله به عنوان تجسدی از این روح برشمرده میشود.