نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۳۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشقی کو سر به پای ما نهاد

روی خود در جنت المأوا نهاد

از سر دنیی و عقبی درگذشت

هر که پا با ما درین دریا نهاد

بر در میخانه هر کو بار یافت

سروری گردید و سر آنجا نهاد

کار ما چون از بلا بالا گرفت

مسند والای ما بالا نهاد

پانهد بر فرق عالم هر که سر

بر در یکتای بی همتا نهاد

رو به مه بنمود نور آفتاب

روشنی در دیدهٔ بینا نهاد

نعمت الله را به ما انعام کرد

خوان انعامش برای ما نهاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و بزرگی آن اشاره دارد. شاعر از شخصی سخن می‌گوید که عشقش به او عمیق و فراگیر است و او را به مقام والایی رسانده است. این عشق باعث می‌شود تا از دنیا و آخرت گذر کند و به مقام‌هایی بالا دست یابد. در میخانه عشق، هر کس که با او باشد، به سروری و خوشبختی می‌رسد. شاعر در نهایت به نعمت‌هایی که از جانب خداوند بر آنان نازل شده اشاره می‌کند و از خوان نعمت‌های پروردگار سخن می‌گوید.