غزل شمارهٔ ۷۴۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اهل نظران دیده به روی تو گشایند
حسن تو در آئینهٔ یکتا بنمایند
خورشید جمال تو نموده است به ما روی
آنها که طلبکار لقایند کجایند
در آینه حسن تو نمایند خدا را
صاحبنظرانی که منور به خدایند
رندان سراپردهٔ میخانه در این دور
شاید که به پابوس تو هر دم به سر آیند
بی دُردی دردت نتوان یافت دوائی
دلها همه زان خستهٔ این درد و دوایند
ای عقل برو از در میخانه که رندان
مستند و به امثال تو این در نگشایند
هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید
سریست که مستان همه آن بیت سرایند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و اهل نظر و معرفت را به تماشای او دعوت میکند. شاعر به وصف جمال و نورانیت معشوق میپردازد و از حضور کسانی که مشتاق دیدار او هستند سخن میگوید. همچنین، به رندان و میخانهنشینان اشاره میکند که ممکن است به سراغ او بیایند. در نهایت، اشارهای به عقل و درک میشود که در دنیای مستی و عشق، جایی ندارد و تنها مستان هستند که به زیباییهای شعر پی میبرند.