نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عارفانی که ما به ما جویند

گاه در بحر و گاه در جویند

دیدهٔ روشن خوشی دارند

در همه حال ناظر اویند

نور او را به نور می بینند

وحده لاشریک له گویند

بندهٔ حضرت خداوندند

لاجرم بندگان نیکویند

نقش غیری خیال کی بندند

غیر چون نیست غیر چون جویند

آینه کو هزار می نگرند

همچو ما با هزار یک رویند

بندهٔ سید خراباتند

بندگان تمام آن جویند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عارفانی است که در جستجوی حقیقت و خداوند هستند. آنان با نگاه روشن و دل شاد، در هر موقعیتی ناظر به خداوندند و نور او را می‌بینند. این عارفان تنها خدا را شریک می‌دانند و به عنوان بندگان خدا، نیکوکار هستند. آنها از تصورات و خیالات غیر خود فاصله می‌گیرند و به دنبال حقیقتی یکپارچه هستند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عارفان واقعی در جستجوی حقیقت همچون آینه‌ای هستند که در آن هزار و یک رنگ را می‌بینند. در نهایت، این عارفان به عنوان بندگان خداوند در پی یافتن حقیقت و بندگی واقعی هستند.