غزل شمارهٔ ۷۴۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رندان همه مستند و می از جام ندانند
بی نام و نشانند از این نام نشانند
در صومعه گر زاهد رعناست مجاور
رندان به سراپردهٔ میخانه روانند
خوش آینه دارند در آن آینه روشن
بینند جمال خود و بر خود نگرانند
اسماء الهی است که ظاهر شده بر خلق
یک چند چنین بوده و یک چند چنانند
عشاق برآنند که معشوق بر آنست
ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند
این گفتهٔ مستانهٔ ما از سر ذوق است
بی ذوق نخواهیم که یک بیت بخوانند
از غافل مخمور مجو مستی سید
کز ذوق می و مستی او بی خبرانند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف رندان و عشاق میپردازد. رندان، افرادی هستند که در مستی و نشئگی به سر میبرند و از نام و نشان خود بیخبرند. زاهدان در صومعهها هستند، در حالی که رندان به میخانهها میروند و به جمال خود مینگرند. اسماء الهی در بین مردم ظهور دارد و عشق و عاشقی در این بین پررنگ است. شاعر بر این باور است که تعهد و شوق عاشقانه باید در زندگی انسانها جاری باشد، و آنچه که مینوشته از سر ذوق است. در نهایت، اشارهای به غفلت دیگران و بیخبریشان از حقیقت و مستی دارد.