غزل شمارهٔ ۷۴۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
هر در که به روی ما گشایند
حسن دیگری به ما نمایند
هر دم به پیالهٔ شرابی
ذوق دگرم همی فزایند
در میکده دلبران عیار
صد دل به کرشمه ای ربایند
رندان مستند و لاابالی
مستانه سرود می سرایند
دیدیم جمال ماهرویان
آئینهٔ حضرت خدایند
بینند همه که ما چه دیدیم
گر پرده ز روی بر گشایند
بزمی سازند هر زمانی
تا سید و بنده خوش برآیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت میپردازد. شاعر بیان میکند که هر بار که در جدیدی به روی او گشوده میشود، زیباییهای تازهای برایش نمایان میشود. هر چه بیشتر در میکده مستی و محبت مینوشد، شوق و ذوقش فزونی مییابد. وی به عشق و زیبایی دلبران و دلربایی آنها اشاره میکند و میگوید که در این محفلهای شاداب، رندان مست به سرود و شادی مشغولاند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که زیباییهای ماهروها همچون آینهای از جمال خداوند است و با گشوده شدن پردهها، همه میتوانند زیباییهایی را که او دیده است، تماشا کنند.