غزل شمارهٔ ۷۵۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد
خورشید نهان گشته به شکل دگر آمد
او عمر عزیزی است که آمد به سر ما
خوش عمر عزیزیست که ما را به سر آمد
ما بر در هر خانه که رفتیم گشودند
محبوبی از آن خانه خرامان به در آمد
مستیم و نداریم خبر از همه عالم
یاری که از او یافت خبر بی خبر آمد
بالله که ندیدیم به جز نور جمالش
هر نقش خیالی که مرا در نظر آمد
با عقل همی بودم و خوش بود دو روزی
عشق آمد و از صحبت او خوبتر آمد
هر بنده که آمد به سراپردهٔ سید
شد شاه جهان و همه جا معتبر آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل در مورد ظهور یک شخصیت مهم و خوشبختی ناشی از حضور او صحبت میکند. شاعر به توصیف زیبایی و نورانی بودن این فرد میپردازد و میگوید که او مثل خورشید درخشان است که به زندگی مردم میآید. از عشق و مستی نیز صحبت میکند و به وضعیت خوشی که در اثر عشق به وجود آمده اشاره میکند. همچنین، اشاره دارد به اینکه هرکس به نزد این فرد میرود، مورد احترام و محبت قرار میگیرد و حالتهای خاصی از شادی و دلخوشی برای او ایجاد میشود.