نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نعمت الله باز با ما وا رسید

چون که از ما بود با مأوا رسید

همچو قطره رفته بود از بحر ما

آمد آنجا باز با دریا رسید

مجلس عشقست و ما مست و خراب

کی تواند عقل اینجاها رسید

عشق بالایش بلائی خوش بود

این بلا ما را از آن بالا رسید

موج و دریا چون به هم آمیختند

عین ما گوئی به عین ما رسید

تا سر زلفش پریشان یافتیم

بر سر ما عالمی سودا رسید

داد سید حکم میخانه به ما

منصب عالی چنین ما را رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره‌ی عشق و عشق‌ورزی است. شاعر از حالتی می‌گوید که با رسیدن یک نعمت الهی یا عشق، دنیای جدیدی برای او گشوده می‌شود. او به تصویر کشیدن لحظات خوشی و شور و شوق ناشی از عشق می‌پردازد و بیان می‌کند که در این مجلس عشق، عقل و فهم نمی‌تواند به درستی درک کند. همچنین اشاره می‌کند که عشق، نعمت و بلایی خوشایند است که آن‌ها را به حالت بالاتری می‌برد. در نهایت، شاعر به حالتی از سرخوشی و مستی اشاره می‌کند که در این مکان، حکم و مقامی عالی یافتی شده‌اند.