نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۶۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

او را به خود نبینی او را به او توان دید

هر کس که دید او را می دان که آنچنان دید

دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردید

خوش دیده ای که او را در غیر آن توان دید

جام جهان نمائی یاری که در نظر داشت

او نور چشم مردم در آینه عیان دید

سرچشمهٔ حیات است این بحر دیدهٔ ما

در چشم ما نظر کن کان بحر می توان دید

حکم ولایت ما منشور حضرت اوست

توقیع آن نبیند هر کس که آن نشان دید

دل دیدهٔ خوشی دید روشن به نور رویش

جانان هر دو عالم در جسم و جان روان دید

رندی که نعمت الله سرمست بیند او را

شاید اگر بگوئی سرخیل عاشقان دید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و عمق وجود الهی اشاره می‌کند. او می‌گوید که برای دیدن حقیقت و جمال الهی، باید از محدودیت‌های دنیوی فراتر رفت. کسی که او را (به عنوان نماد خداوند) ببیند، درک عمیق‌تری از وجود و هستی پیدا می‌کند. شاعر به چشم‌پوشی از غیر خدا و نگریستن به او تاکید می‌کند و می‌گوید که نور او در دل مردم و در جهان نمایان است. همچنین، به نقش ولایت و رهبری الهی اشاره می‌کند و می‌گوید که دیدن و درک حقیقت، هدیه‌ای است که به اهل بصیرت داده می‌شود. عاشقان واقعی می‌توانند این زیبایی را ببینند و از آن سرمست شوند.