نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۷۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به چشم ما جهانی می توان دید

در این آئینه آنی می توان دید

دل زنده دلان چون زنده از اوست

ببین در دل که جانی می توان دید

خوشی در چشم مست ما نظر کن

که نور او روانی می توان دید

اگر بینی تو رند باده نوشی

دمی بنگر زمانی می توان دید

دل من سوخته است از آتش عشق

از آن داغش نشانی می توان دید

بیا بر چشم ما بنشین زمانی

که بحر بیکرانی می توان دید

بگیر این جام می از نعمت الله

که از نورش فلانی می توان دید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و حالاتی می‌پردازد که انسان می‌تواند از طریق عشق و اشتیاق تجربه کند. شاعر با استفاده از تصاویری چون آیینه و چشم، به دنیای گسترده‌ای اشاره می‌کند که در درون خود دارد. او به شدت تأثیر عشق را بر دل می‌سازد و آن را به آتش تشبیه می‌کند. در نهایت، دعوت می‌کند تا از نعمت‌ها و لذت‌های زندگی بهره‌برداری شود و لحظاتی را در کنار هم بگذرانند.