غزل شمارهٔ ۷۷۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
همه در بحر بیکران غرقند
چون حبابند این و آن غرقند
غرق آبند و آب می جویند
از ازل تا ابد چنان غرقند
تن ما چون حباب و جان موجست
عشق بحر است و عاشقان غرقند
کشتی ما کجا رسد به کنار
ناخدایان در این میان غرقند
بحر در جوش و باده در کار است
بر چه باشد که بحریان غرقند
هفت دریا درین محیط وجود
دیده ایم و یکان یکان غرقند
رند دریا دلیست سید ما
سید و بنده جاودان غرقند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عمق و گستردگی زندگی بشر اشاره میکند و میگوید که همه افراد مانند حبابهایی در دریا غرق شدهاند. انسانها در جستجوی معنا و عشق هستند، اما در واقع در این دریا غرقند. او به این موضوع میپردازد که حتی ناخدایان و کسانی که در تلاش برای نجات دیگران هستند، خود نیز غرق شدهاند. زندگی، به نوعی، پر از آشفتگی و سرشار از عشق است و همه در آن غرقاند. به طور کلی، این شعر نمادی از حیات و جستجوی معنای زندگی در دنیای پیچیده و ناامن است.