غزل شمارهٔ ۷۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
به علی رغم عدو باز زدم جامی چند
توبه بشکستم و وارستم از این خامی چند
منم و رندی و خاصان سراپردهٔ عشق
فارغ از سرزنش عام کالانعامی چند
فرصت از دست مده زلف نگاری به کف آر
می خور و وقت غنیمت شمر ایامی چند
کنج میخانه مرا خلوت خاص است مدام
زاهد و گوشهٔ محراب و دو سه عامی چند
نوبهار است و گل اروجه میت نیست بیا
برو از پیر خرابات بکن وامی چند
در مغان از لب جام و لب یار ای ساقی
به مراد دل خود یافته ام کامی چند
سید ار راه روی ، جز ره میخانه مرو
بشنو از من که در این راه زدم گامی چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به لذتهای زندگی و عشق اشاره میکند و از توبه و روزهای گذشته خود دوری میجوید. او خود را رند و آزاد میداند و نسبت به سرزنشهای دیگران بیتوجه است. شاعر به فرصتهای زندگی اشاره میکند و از دیگران میخواهد که از زیباییها بهره ببرند و لحظات خوش را غنیمت بشمرند. همچنین، او صحبت از خلوت خود در میخانه و دلخوشیهای آنجا میکند و در نهایت به دیگران میگوید که بهتر است به جای دیگر مسیرها، به سوی میخانه بیایند و از لذتهای آن بهرهمند شوند.