غزل شمارهٔ ۷۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلق دنیا مقلد قالند
اهل عقبی مقید حالند
ای خوشا وقت ما و آن یاران
که منزه ز قال و از حالند
دیگران گوشمال مال خورند
عاشقان گوشمال را مالند
عارفان مجرد مفرد
چون الف فرد و دال ابدالند
عاشقان بلبلان معشوقند
در گلستان عشق از آن نالند
سالکانی که پیر توحیدند
فارغ از ماه و هفته و سالند
روح محضند همچو سید ما
ظن مبر کاهل دل ز صلصالند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمایز میان افراد مختلف در مسیر روحانی و عشق اشاره میکند. نویسنده به نوعی اهل عرفان و محبت را مورد ستایش قرار میدهد و آنها را از دنیا و حرفهای تکراری و ظاهری متمایز میسازد. کسانی که به عشق واقعی و معنوی دست یافتهاند، بر سر امانت و حقیقت باقی میمانند و از قید و بند زمان (مانند ماه و هفته) رهایی مییابند. در نهایت، شاعر به عمق روحانی و روشنفکری واقعی میپردازد و به ارادت و عشق عارفان تأکید میکند.