نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۸۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

آفتابی را به مه بنموده اند

خم می در ساغری پیموده اند

این عجب بنگر که پنهان گشته اند

آفتابی را به گل اندوده اند

مجلس مستانه ای بنهاده اند

بر همه رندان دری بگشوده اند

باده نوشان در خرابات فنا

فارغ از عالم خوش و آسوده اند

تا خیالش می نماید رو به خواب

بی خیالش یک دمی نغنوده اند

عاشق و معشوق ما با همدگر

هر کجا بودند با هم بوده اند

در ولایت حاکمی اولیا

نعمت الله را عطا فرموده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی از حال و هوای مجالس می‌پردازد. او آفتاب را به صورت مه جلوه‌گر کرده و خم‌های می را در ساغر می‌بیند. در این فضا، برخی از افراد در حالی که در دنیای خود غرق شده‌اند و از دنیای بیرون بی‌خبرند، مشغول نوشیدن باده هستند و به شادی و بی‌خیالی می‌پردازند. عشق و وصال میان عاشق و معشوق نیز در کلام شاعر مشهود است، به طوری که هر جا که باشند، به یکدیگر نزدیک هستند. همچنین، اشاره به حکومتی می‌کند که نعمت‌های الهی را به بندگانش ارزانی داشته است.