نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۸۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

کشتگان از دم او زنده شدند

همچو ما زندهٔ پاینده شدند

ز آفتاب نظر روشن او

ماه رویان همه تابنده شدند

بنده را بندهٔ او می خوانند

زان همه بندهٔ این بنده شدند

به هوای لب او غنچهٔ گل

لب گشاده همه در خنده شدند

بی خبر غیبت ما می کردند

آمدند منصف شرمنده شدند

کور چشمان که ندیدند او را

از نظر رانده و افکنده شدند

از دم سید عیسی دم ما

ترک و تاجیک بسی زنده شدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تأثیرات مثبت و زنده کننده وجود یک شخصیت معنوی و الهی، همچون سید عیسی، صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که کشتگان به حیات بازمی‌گردند و همه موجودات زیر نور او تابنده و زنده می‌شوند. بندگان در سایه او به بندگی و خدمتگزاری درمی‌آیند و عشق به او باعث شادابی و خوشحالی در آن‌ها می‌شود. همچنین، کسانی که از وجود او بی‌خبر بودند و او را نمی‌دیدند، به نوعی از روشنایی و آگاهی محروم مانده‌اند. در نهایت، اشاره به اینکه از دم سید عیسی هم اقوام مختلف زنده و شکوفا شده‌اند، نشاندهنده‌ی تأثیر شگرف او بر همه انسان‌ها است.