نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۸۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در ازل بر ما در میخانه را بگشوده‌اند

تا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده‌اند

ما خراباتی و رند و عاشق میخواره‌ایم

عالمی پیمانهٔ پر می به ما پیموده‌اند

نقش غیرش از خیال ما به کلی برده‌اند

بنگر این آیینهٔ روشن که چون بزدوده‌اند

مجلس رندانهٔ ما بزم سرمستان بود

باده‌نوشان جهان از ذوق ما آسوده‌اند

عاشقان در حضرت معشوق رقصی می‌کنند

تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنوده‌اند

صورت و معنی عالم خوش به آیین بسته‌اند

در همه آیینه‌ها بر ما رخی بنموده‌اند

خلوت دیده مقام نعمت الله کرده‌اند

نور چشم ما به ما در چشم ما بگشوده‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و سرشتی خوش‌گذران و رندانه می‌پردازد. در آن گفته می‌شود که در ازل در میخانه در را به روی ما باز کرده‌اند و این سلطنت دائمی ماست. شاعر خود را خراباتی و عاشق می‌نامد و به خوشی و سرمستی ناشی از نوشیدن می اشاره می‌کند. او می‌گوید که نقش غیر از عشق و معشوق از یادش رفته و بر تأثیر عشق و شادی بر وجودش تأکید دارد. مجلس آن‌ها جایی برای جشن و سرور است و عاشقان در حضور معشوق رقصی شاداب می‌کنند. در نهایت، شاعر به نوری که در وجودش وجود دارد، اشاره می‌کند که با چشم خود، زیبایی را در دنیای پیرامونش می‌بیند.